نگهدارنده
سلام عزیزم.هر روز که می گذره استرسم بیشتر می شه،اینکه مشکلی نداشته باشی ،سالم و سلامت باشی،یا اینکه وقتی بغلت می کنم از دستم نیفتی،اوایل که سرت هنوز نرم خدای نکرده بهش ضربه نخوره،از این پارازیتا و سرب هوا هم می ترسم چون عامل تشنج بچه ها می شه و هزار فکر بد دیگه
اما وقتی فکر می کنم که تو توی اون ازدحام طواف کعبه و اون فشار وحشت ناک بقیع با من بودی و خدا رو شکر برات مشکلی پیش نیومد به این نتیجه می رسم که گر نگهدار من آن است که من می دانم -شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد.
البته مامانت اون قدرا هم عاقل نیست یعنی راستش رو بخوای دچار وسواسه فکریه.به خودم کلی امید می دم امادوباره اون فکرا می یاد سراغم.
بگذریم.راستی دیگه فقط 5 روز مونده
به قول اون ترانه -تو حضورت حادثه است...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


نگهدارنده
