صهباصهبا، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 14 روز سن داره

عزیزترین

احوال پرسی

1389/12/20 22:24
نویسنده : مامان و بابا
235 بازدید
اشتراک گذاری

سلام بابایی

اومدیم احوالتو بپرسیم با مامانی.

راستی خریدات حدودا تموم شده فقط مونده تزئین اتاقت.در مورد رنگ وسایلتم به نتیجه ی فیروزه ای رسیدیم انشااله که خوشت بیاد.

رفتیم دکتر همه چی خوب بود تو امروز شدی 26 هفته و 4 روز.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

عمو مهدی یار
7 فروردین 90 4:35
سلام عمو - بابا این اسمایی که مامان بابات واست انتخاب می کنن خیلی قرتیه ! ایشالا سالم باشی و سالم به دنیا بیا که یه لشگر آدم منتطر اومدنتن! از غرب بگیر تا شرق ! از تهران تا تبریز ! من هی به بابات می گم که یه چیزایی واسه مامانت راست و ریست کنه که چشات آبی بشه ! خداییش فکر کن ! خوب نیست؟ البته مهم اینه که سالم باشی اما بدون که کلی ادم می خوان گل رو تو بزنی ! تو الان نوک پیکان خط حمله ی تیم بابا بزرگ پدریت هستی! خدا اون یکی آقاجونتو بیامرزه
عمو مهدی یار
7 فروردین 90 4:50
عمو جون داشتم واست می نوشتم که برق قطع شد . آخه بابا بزرگت اینجا یه کم کار داره و من و بابابزرگت و عمه زهرات 3 سالی هست اینجا یعنی تاجیکستان زنذگی می کنیم . با هواپیما تقریبا 3 ساعت راهه. داشتم می گفتم واست که اسمایی که من دوست دارم داشته باشی یه کم این دورو زمونه کمتر طرفدار داره . من بیشتر اسمای شاهنامه ای رو دوست دارم . حالا بزرگ شدی دم گوشت همش رو می گم ! اصلا اون اسمی که دوست داری صدات می کنم !
عمو مهدی یار
7 فروردین 90 4:53
خلاصه اینکه کلی ادم منتطرتن که به دنیا بیای. عمو جون من و بابات خیلی همو دوست داریم . به خاطر تو هم که شده مجبور کردم بابات رو که یه کم به فکر سلامتیت باشه. بهت یاد می دم چه جوری آتیش بسوزونی تو خونه و همه ی در و دیوارا رو خط خطی کنی . کلاس درسی اضافه هم نخواستی بری بگو! خودم راهشو بهت یاد می دم که چه جوری خودتو به مریضی بزنی ! اصلا میای طبقه ی بالا اونجا تو اتاق من قایم می شی !
عمو مهدی یار
7 فروردین 90 4:59
من هی به بابا مامانت می گم یه چیزایی بخورن که خوشگل موشگل و توپول موپول بشی ! حالا چند وقت دیگه معلوم میشه چقدر به توصیه های اونایی که منتطرتن عمل کردن ! به هر حال سالم باشی خودش کللیه ! می خواستم یه کم درد دل کنم واست که هنوز زوده و واسه ادم بزرگاست ! یه کم بزرگتر بشی با خودمون می بریمت دفتر یا کارخونه ! خیلی در پی درس نباشی هم میشه ! تا می تونی باید خرابکاری کنی و در و دیوار رو نقاشی کنی ! کسی حرفی زد بهت یه طبقه بیا بالا. اونجا می شینیم با هم کارتون نیگا می کنیم !
عمه جون
7 فروردین 90 11:26
سلام خوشگل عمه!به به پس خیلی وقته که وبلاگ داری! عزیز همه اسمای خوبی پیشنهاد کردند حتمآ اسمی که برات میزارن اسم زیبا و با مسمایی خواهد بود!بیصبرانه منتظر ورودت هستم
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به عزیزترین می باشد